416 مدخل
abate, quiet
ebb, sink
sunken
infra-
de-, low
reduce
drop
بیش از حد فرو نشستن
لکه ها، کاهش یافتن، خاموش کردن، کاهش، معتدل شدن، فرو نشستن
شلاق زدن، کاهش یافتن، خاموش کردن، کاهش، معتدل شدن، فرو نشستن
شلخته، کاهش یافتن، خاموش کردن، کاهش، معتدل شدن، فرو نشستن
لغزش، کاهش یافتن، خاموش کردن، کاهش، معتدل شدن، فرو نشستن