415 مدخل
drop, land
sunken
infra-
de-, low
reduce
drop
فرو ریختن، تاب امدن، از گرمای زیاد سفید شدن
سقوط کرد، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، یکباره پایین امدن یا افتادن
تند و تیز، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، یکباره پایین امدن یا افتادن
درخشان، بخود برگشتن، بخود آمدن، در خود فرو رفتن