16 مدخل
evolve
catastrophe
catastrophic
بدون شک، فروهشتن، گشودن، رها یا ازاد کردن، شل کردن، تضعیف کردن
بدون محدودیت، فروهشتن، گشودن، رها یا ازاد کردن، شل کردن، تضعیف کردن
unbraces، فروهشتن، گشودن، رها یا ازاد کردن، شل کردن، تضعیف کردن
پرده، با پارچه مزین کردن، فروهشتن، با پارچه پوشانیدن
نقاشی، با پارچه مزین کردن، فروهشتن، با پارچه پوشانیدن