37 مدخل
corpulent, fat, fleshy, heavyset, heavyweight, portly, stout, well-fed
fatten
batten, fatten
adiposity, corpulence, fat
جامد، فربه، تنومند، گوشتالو، جسیم
توبیبا، فربه، چاق، خمره وار، بشکل وان
گوشتی، فربه، چاق، سفت
چاق شدن، فربه کردن، چاق کردن، پرواری کردن، حاصلخیز کردن، کود دادن
گوشت گاو، فربه، چاق، سفت