فداکاردیکشنری فارسی به انگلیسیdedicated, devoted, fast , loving, selfless, unselfish, self-sacrificing
sacrificesدیکشنری انگلیسی به فارسیفداکاری، قربانی، فدا، فدیه، قربانی برای شفاعت، قربانی کردن جانبازی، فدا کردن، قربانی دادن، ذبح کردن