toughدیکشنری انگلیسی به فارسیسخت است، دشوار، سخت، خشن، شدید، محکم، سفت، بادوام، زمخت، سر سخت، پی مانند، شق، با اسطقس
indeedدیکشنری انگلیسی به فارسیدر واقع، واقعا، حقیقتا، براستی، همانا، محققا، فیالواقع، فعلا، هر اینه، آره راستی