gloryدیکشنری انگلیسی به فارسیشکوه، افتخار، جلال، عظمت، عزت، فخر، شهرت، اشتهار، نور، مباهات، سر بلندی، بالیدن، فخر کردن، ستودن، شادمانی کردن، درخشیدن
honourدیکشنری انگلیسی به فارسیافتخار و احترام، افتخار، احترام، شرف، شرافت، عزت، ناموس، غیرت، حضرت، جناب، فخر، خوشنامی، نجابت، تشریفات امتیازویژه، اب رو، برو، مفتخر کردن، احترام کردن به، محتر