239 مدخل
a-, destitute, devoid, less _, sans, un-, void, wanting
stateless
neuter
unfeeling
powerless
nullity, void
همینجا
ترسناک ترین، موجب ناراحتی، خار دار، خار مانند، تیغستان، تیغ تیغی
سقفی
بعدا
قرمز
فاقد
فاقد زمین
فاقد نفوذ
فاقد، نداشتن، ناقص بودن، فاقد بودن، کم داشتن
فاقد، بی شکل، بی ریخت