138 مدخل
surmountable
beat
lovers
destitution, impoverishment, penury
poverty-stricken
تریبل
قابل انعطاف، بخوردان، مجمر، بخور سوز
thridacium
theriodont
صرفه جویی، صرفه جو، مقتصد
فائق آمدن، غالب
گدا، گرفتار فقر و فاقه، سائل، بگدایی انداختن، بیچاره کردن
متوقف کردن، فائق
گول زدن، گدا، گرفتار فقر و فاقه، سائل، بگدایی انداختن، بیچاره کردن
فرار می کند، مغلوب کردن، فائق امدن، بزمین زدن، زیاد میوه دادن