قیمدیکشنری فارسی به انگلیسیadministrator, caretaker, executor, guardian, keeper, trustee, tutelary, ward
imbrogliosدیکشنری انگلیسی به فارسیimbroglios، سوء تفاهم، درهم و برهم، مسئله غامض، قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب
imbroglioدیکشنری انگلیسی به فارسیimbroglio، سوء تفاهم، درهم و برهم، مسئله غامض، قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب