divedدیکشنری انگلیسی به فارسیغواصی، شیرجه رفتن، فرو رفتن، غواصی کردن، تفحص کردن، غوطه زدن، غوطهور شدن
divesدیکشنری انگلیسی به فارسیغواصی، شیرجه، غوطه، غور، شیرجه رفتن، فرو رفتن، غواصی کردن، تفحص کردن، غوطه زدن، غوطهور شدن