62 مدخل
sheathe
case, husk, scabbard, shuck
housing, bushing
boll
sheath
shuck
غلاف، غلافدار کردن، پوشاندن، کند کردن، غلاف کردن
احتیاط، در غلاف محصور کردن، غلاف کردن، غلافدار کردن
حواس پرت، در غلاف محصور کردن، غلاف کردن، غلافدار کردن
مشتاق، غلاف کردن، توی خود برگرداندن، پیچ خوردن روده
فشرده، در غلاف محصور کردن، غلاف کردن، غلافدار کردن