squawkingدیکشنری انگلیسی به فارسیخندیدن، غرولند کردن، اعتراض کردن، قدقد کردن، جیغ ناگهانی زدن، صدای اردک دراوردن
squawkedدیکشنری انگلیسی به فارسیخشمگین شدم، غرولند کردن، اعتراض کردن، قدقد کردن، جیغ ناگهانی زدن، صدای اردک دراوردن