plumbsدیکشنری انگلیسی به فارسیغارها، ژرف پیما، شاقول عمودی، گلوله سربی، عمود بودن، با شاقول ازمودن، لوله کشی کردن، ژرف یابی کردن، عمق پیمودن، عمودیقرار دادن، شاقولی افتادن، با سرب مهر و موم
cavesدیکشنری انگلیسی به فارسیغارها، غار، مغاره، سوراخ، کاو، غول، مجوف کردن، فرو ریختن، در غار جا دادن، حفر کردن، مقعر کردن