repercussionsدیکشنری انگلیسی به فارسیپیامدهای، عکس العمل، واکنش، انعکاس، باز گردانی، پس زنی، برگشت، دفع، دفع یا پیشگیری
repercussionدیکشنری انگلیسی به فارسیواکنش، عکس العمل، انعکاس، باز گردانی، پس زنی، برگشت، دفع، دفع یا پیشگیری