295 مدخل
seminary
seminarian
experiential, learned, physical, scientific
against, contra-
gainsay
آتش زدن
زور زدن، بدترکیب کردن، زشت کردن
زشت ترین، زشت، کریه، بی قواره، ترسناک، مهیب، بد گل، بد منظر، نا زیبا
زشت، کریه، بی قواره، ترسناک، مهیب، بد گل، بد منظر، نا زیبا
زگیل
حوزه علمیه
الجماع العلمیه المقطیة بی لیبی
علمی