261 مدخل
seminary
seminarian
experiential, learned, physical, scientific
against, contra-
gainsay
زشت ترین، زشت، کریه، بی قواره، ترسناک، مهیب، بد گل، بد منظر، نا زیبا
زشت، کریه، بی قواره، ترسناک، مهیب، بد گل، بد منظر، نا زیبا
زگیل
زرق و برق می کند، بدترکیب کردن، زشت کردن
زشتی، بیقوارگی
حوزه علمیه
الجماع العلمیه المقطیة بی لیبی
علمی تخیلی