1837 مدخل
gag, retch
shove
eagle
hawk-eyed
griffin
اور
معده
یوفی
اورانیوم
urbanite، شهر نشین، کسیکه در شهر زندگی میکند
مغازه ها
عقب افتاده، از موقع گذشته، دیرتر از موقع، دیر شده
عقب ماندگی، غیبت، غیبت کردن، پشت سرکسی سخن گفتن
عقب افتاده، پس زدن
عقب ماندگی
عقب افتادگی، پس افت، کار نا تمام یا انباشته، جمع شدن، انبار شدن