عرضهدیکشنری فارسی به انگلیسیability, efficiency, enterprise, exhibit, exposition, offer, purveyance, submission
petitionدیکشنری انگلیسی به فارسیتقاضا، دادخواست، عریضه، عرضحال، تظلم، عرض، عرضه داشت، درخواست کردن، دادخواهی کردن
petitionsدیکشنری انگلیسی به فارسیدرخواستها، دادخواست، عریضه، عرضحال، تظلم، عرض، عرضه داشت، درخواست کردن، دادخواهی کردن
letterدیکشنری انگلیسی به فارسینامه، حرف، کاغذ، عریضه، ادبیات، نویسه، مرسوله، مراسله، حرف الفباء، حرف چاپی، اثار ادبی، موجر، دانش، اجازه دهنده، خط، با حروف نوشتن، با حروف علامت گذاشتن