widestدیکشنری انگلیسی به فارسیوسیع ترین، عریض، وسیع، پهن، زیاد، گشاد، پهناور، فراخ، کاملا باز، پرت، بسیط، نا محدود
widerدیکشنری انگلیسی به فارسیگسترده تر، عریض، وسیع، پهن، زیاد، گشاد، پهناور، فراخ، کاملا باز، پرت، بسیط، نا محدود
petitionدیکشنری انگلیسی به فارسیتقاضا، دادخواست، عریضه، عرضحال، تظلم، عرض، عرضه داشت، درخواست کردن، دادخواهی کردن
petitionsدیکشنری انگلیسی به فارسیدرخواستها، دادخواست، عریضه، عرضحال، تظلم، عرض، عرضه داشت، درخواست کردن، دادخواهی کردن