130 مدخل
excuse, extenuation, plea, pretext
fire, pyro-
excuse
pardon
warrant
inexcusable
عذر خواهی
عذر خواهی کرد، عذر خواهی کردن، پوزش خواستن، معذرت خواستن
عذر خواهی کردن، پوزش خواستن، معذرت خواستن