troopدیکشنری انگلیسی به فارسیسرباز، دسته، گروه، خیل، عده سربازان، استواران، فراهم کردن، گرد اوردن، فراهم امدن، دسته دسته شدن، رژه رفتن
numbersدیکشنری انگلیسی به فارسیشماره، عدد، رقم، عده، نمره، شماره یا عدد، شمردن، نمره دادن به، بالغ شدن بر