105 مدخل
animosity, animus, enmity, gall, grudge, hostility, ill will, venom
bad blood
feud
venomous
grudgingly
justice
خصومت، عداوت، ضدیت، عملیات خصمانه، ستیزگی
دشمنی، عداوت، عداوت کردن
دشمنی خون، کینه و عداوت خانوادگی، دشمنی دیرین
نفرت انگیز، عداوت کردن
فریب خورده، عداوت کردن