7 مدخل
aquatic, aqueous, blue, hydraulic, water, watery
عبیر
عبین
بیهوده، بی فایده، باطل، پوچ، بی اثر، خنثی، عبی، عاری از فایده، عاطل
Subserving، زیر زاوری کردن، بدرد خوردن، مخدوم بودن، عبید بودن
زیرمجموعه، زیر زاوری کردن، بدرد خوردن، مخدوم بودن، عبید بودن