112 مدخل
passing, passer, passerby
pedestrian
bystander
jaywalker
disdain, shame
عارفان، عارف، اهل سر، سالک، اهل تصوف، متصوف
عارفانه
عابر پیاده
عارفانه، گیج سازی، مشکل وپیچیده سازی
عابران پیاده، پیشرو