503 مدخل
barrel, bath, container, matter, receptacle, utensil, vessel
dinnerware
water glass
reliquary
roaster
zettabit
zythum
zettabyte
زیتی
زتا
ظرف غذا، غذای جانبی/چاشنی، غذاهای فرعی
ظرف کلوچه
ظرف غذا
ظرف، بشقاب، غذا، ظروف، خوراک، بخشی از غذا، دوری، طعام، در بشقاب ریختن
ظرف طلا، طلا داده