16 مدخل
costermonger, hawker, huckster, peddler, vendor
huckster, peddle, vend
طواف
شلاق زدن، دوره گردی کردن، طوافی کردن
تحویل داده شده، دوره گردی کردن، طوافی کردن
نجیب زاده، میوه فروش دوره گرد، میوه فروش، دوره گرد، طواف
فروشنده، دستفروش، بایع، طواف