84 مدخل
malediction, objurgation
damn
barb, irony, quip, sarcasm, taunt
ironically
طعنه زدن
طعنه آمیز
طعنه، مسخره، طعنه زدن، سرزنش کردن، شماتت کردن، دست انداختن و متلک گفتن
طعنه آمیز است، حرص زدن، غارت کردن، قاپیدن، با ولع بعلیدن