wayدیکشنری انگلیسی به فارسیمسیر، راه، روش، طریق، نحو، طرز، طور، طریقه، سمت، سبک، عنوان، جاده، رسم، سان، سیاق، خط، مسلک
absolutismدیکشنری انگلیسی به فارسیمطلق بودن، حکومت مطلقه، مطلق گرایی، طریقه مطلقه، سیستم سلطنت استبدادی، اعتقاد به قادر علی الاطلاق