بی طرفانهدیکشنری فارسی به انگلیسیfair, disinterestedly, evenhanded, judicial, neutral, objective, unbiased, unbiassed
unbiasedدیکشنری انگلیسی به فارسیبی طرفانه، بی غرض، بدون تبعیض، عاری از تعصب، بی پیشقدر، تحت تاثیر واقع نشده