172 مدخل
criterion, norm, standard
principle
normative
confiscation, record, recording, register, registration, repossession
attachment
محدود کردن، ضابط
دادگاه پلیس، ضابطین شهربانی، کلانتری
ناظران، مدیر تصفیه، ضابط، امین صلح یا قاضی، ناظر، نگهبان دژ سلطنتی
معیار، ملاک، ضابطه، محک، مقیاس، میزان، نشان قطعی
مدیران، مدیر، مباشر، متصدی، رئيس، ضابط، کارفرمان