exchangesدیکشنری انگلیسی به فارسیمبادلات، تبادل، بورس، مبادله، تعویض، معاوضه، عوض، اسعار، صرافی، تسعیر، ردو بدل کننده، ردوبدل ارز، صرافخانه، جای معاملات ارزی و سهامی، عوض کردن، مبادله کردن، تسع
exchangeدیکشنری انگلیسی به فارسیتبادل، بورس، مبادله، تعویض، معاوضه، عوض، اسعار، صرافی، تسعیر، ردو بدل کننده، ردوبدل ارز، صرافخانه، جای معاملات ارزی و سهامی، عوض کردن، مبادله کردن، تسعیر یافتن
premiaدیکشنری انگلیسی به فارسیحق امتیاز، حق بیمه، جایزه، حق العمل، انعام، وثیقه، پاداش عمل، پاداش نیکو، صرف برات، حق صرافی
premiumدیکشنری انگلیسی به فارسیحق بیمه، جایزه، حق العمل، انعام، وثیقه، پاداش عمل، پاداش نیکو، صرف برات، حق صرافی، اعلاء