صداقتدیکشنری فارسی به انگلیسیcandidness, candor, earnestness, fidelity, frankness, honesty, integrity, loyalty, openness, principle, sincerity, troth, truth, truthfulness, veracity
chanceriesدیکشنری انگلیسی به فارسیتعطیلات، مقام وزارت دارایی، دفتر مهردار سلطنتی، مقام یا وظیفه صدارت عظمی
chanceryدیکشنری انگلیسی به فارسیتختخواب، مقام وزارت دارایی، دفتر مهردار سلطنتی، مقام یا وظیفه صدارت عظمی