25 مدخل
efflorescence
bloom, blossom, burst, flourish, germinate, sprout
blow
out
full-blown
پرتقال، تمام شکفته، باز، کامل، پر باد، تمام، کاملا افراشته
busters، منفجر یاخوردکننده، چیز شکفت انگیز و عجیب
کارگر، منفجر یاخوردکننده، چیز شکفت انگیز و عجیب
فرسایش، شکوفایی، شکفتگی، شوره زنی
خفه شو، دهن باز کردن، شکفتن، ترکیدن