118 مدخل
husband, show
hubby
roll-top
telescopic
jointed, willowy
سوار شو، کار کردن، موفق شدن، پیش رفتن، گذران کردن، گذراندن
شو
بیدار شو
خفه شو، شانه را بالا انداختن، بالا انداختن
خفه شو