آش شله قلمکاردیکشنری فارسی به انگلیسیfragmentary, hodgepodge, hotchpotch, medley, mélange, mess, mishmash, mixed bag, motley, ragbag
purledدیکشنری انگلیسی به فارسیخرد شده، حلقه حلقه شدن، مثل فرفره چرخیدن، واژگون شدن، زردوزی کردن، با شرشرجاری شدن
fallowدیکشنری انگلیسی به فارسیچوپان، ایش، زمین شخم شده و نکاشته، ایش کردن، شخم کردن، خیش زدن، خیش کشیدن، زرد کمرنگ، غیر مزروع، بایر گذاشته