libationدیکشنری انگلیسی به فارسیرشوه دادن، نوشیدن شراب، ساغر ریزی، نوشابه پاشی، تقدیم شراب به حضور خدایان
libationsدیکشنری انگلیسی به فارسیرشوه دادن، نوشیدن شراب، ساغر ریزی، نوشابه پاشی، تقدیم شراب به حضور خدایان
loadingsدیکشنری انگلیسی به فارسیبارگذاری ها، بارگیری، بار، محموله، عمل پرکردن تفنگ باگلوله، بارکنش، امیختن مواد خارجی به شراب