2765 مدخل
bad, badness, evil, mischievous, naughty, quarrelsome
inglorious
agitate, sabotage
mischief, mischief-maker
sedition
mischief-making
آقا
وزن از دست رفته، اوزان و مقیاسات اجناس
آواژنگ
هواپیما، پرواز کردن، هواپیمایی کردن
جذب، سرگرمی، کار فرعی، مشغولیت، کار جزیی، حرفه، کار، کسب
availingly
شر
شرم آور
شرکت خصوصی
شریانی، مربوط به شریان یا سرخرگ
شربت، بستنی میوه، لیموناد