affirmingدیکشنری انگلیسی به فارسیتایید، تصدیق کردن، شهادت دادن، بطور قطع گفتن، اظهار کردن، اثبات کردن، تصریح کردن
doubtدیکشنری انگلیسی به فارسیشک، تردید، شبهه، گمان، دو دلی، نا معلومی، شک داشتن، تردید کردن، مظنون بودن