شایعدیکشنری فارسی به انگلیسیabroad, household word, new, out, rampant, regnant, reputed, rife, widespread
pervadesدیکشنری انگلیسی به فارسینفوذ می کند، فراوان یا شایع بودن، پخش شدن، نفوذ کردن، بداخل راه یافتن