51 مدخل
working, occupier, operative, workingman
practitioner
gig, occupy, sit
stencil, template
pattern
shuttle, space shuttle
ahypnia
افسر، کشیش شاغل و مسئول مجلس روحانی
متخصص، شاغل، شاغل مقام طبابت یا وکالت
دفتر کارمند، شاغل مقام
افسران، کشیش شاغل و مسئول مجلس روحانی
پریدیدیم، هیئت رئیسه، هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت