94 مدخل
fine, native, navel, neat, net, plain, pure, purely, refined, solid
critic
refine
smelt
cursive
سوئیزا
سویتونوزیت
سرهم بندی کردن، تحمیل زائد، قرار گیری بر روی چیز دیگر
سرهنگ، سر رشته دار
سرهنگ نور
سرهنگ خدمتکار، گروهبان دو
سرهنگ