75 مدخل
siphon, trap
symphony
tone poem
symphonic
cistern, flush
symphony orchestra
سیفون شده
سیفونیا
سمفونی، موزون
سمفونیزه شده
سیفون، زانویی، لوله خمیده یا شتر گلو، از لوله یا سیفون رد کردن