241 مدخل
bulb
crisp, crispy
energy, feed, fuel
fuel
stoke
سوختگی
سوختن، محو در نور خروشیدن، تبدیل بخاکستر کردن
سوختن، ازاد، اسان، بیمانع
سوخت گیری، سوخت گیری کردن