84 مدخل
desolate, dismal, gloomy
one-horse
desolate
catcall
buzzer, whistle
گرگ و سوت
سوت زدن، صدای تیز و تند، صدای غژ، غژغژ کردن، مثل فرفره چرخیدن
ویستلر، سوت زن، فلوت زن
صدای جیغ کشیدن، نا بهنگام وزیدن، سوت زدن
تکان داد، نا بهنگام وزیدن، سوت زدن