slaterدیکشنری انگلیسی به فارسیاسلاتر، سرزنش کننده، سرزنش و انتقاد کننده، کارگر سنگ لوح، طاق ساز، کسی که پوست خام را می تراشد
pitchingدیکشنری انگلیسی به فارسیسنگ فرش، اردو زدن، پرتاب کردن، استوار کردن، نصب کردن، توپ را زدن، بر پا کردن