pebbleدیکشنری انگلیسی به فارسیسنگ ریزه، ریگ، شیشه عینک، نوعی عقیق، با سنگریزه فرش کردن، باریگ حمله کردن، نقش ونگار ریگی دادن به
marbleدیکشنری انگلیسی به فارسیسنگ مرمر، تیله، مهره، گلوله شیشهای، تیله بازی، رنگ ابری زدن، مرمرنماکردن، مرمری، مرمرنما
quarriesدیکشنری انگلیسی به فارسیمعادن، معدن سنگ، شکار، صید، منبع، لاشه شکار، توده انباشته، شیشه آلماسی چهارگوش، اشکار کردن
quarryدیکشنری انگلیسی به فارسیمعدن، معدن سنگ، شکار، صید، منبع، لاشه شکار، توده انباشته، شیشه آلماسی چهارگوش، اشکار کردن
marblesدیکشنری انگلیسی به فارسیمرمرها، سنگ مرمر، تیله، مهره، گلوله شیشهای، تیله بازی، رنگ ابری زدن، مرمرنماکردن