martinetsدیکشنری انگلیسی به فارسیمارتینت، سخت گیردرانضباط خشک، منجنیق سنگ انداز، ادم با انضباط وسخت گیر
meteدیکشنری انگلیسی به فارسیمتا، خط مرزی، کرانه، سنگ مرزی، پیمانه، میزان، پیمودن، دادن، سهم دادن، اندازه گرفتن
petrifiedدیکشنری انگلیسی به فارسیسنگ فرش، سنگ کردن یا شدن، میخ کوب شدن، برجای خشک شدن، متحجر کردن، گیج کردن، از کار انداختن