33 مدخل
shallow, shelf, shoal
scenario, screenplay
continuity
screenwriter
scenarist
skiver ها، تیماج صحافی و غیره، پوست تراش، چرم نازک شده پوست گوسفند
اسکای، قسمت بریده چرم، بریدن، چیدن، قطع کردن، عدول کردن
اسکوب ها
skivvies، زیر پوش، زیر پیراهن و زیر شلواری کوتاه
اسکویه
سناریو
سناریو کردن
سناریوها
سناریو، متن یانمایشنامه فیلم سینمایی، زمینه یا طرح راهنمای فیلم صامت
سنتار