سلطهدیکشنری فارسی به انگلیسیascendancy, ascendency, dominion, empire, government, mastery, reign, sway
dominationsدیکشنری انگلیسی به فارسیسلطه، تسلط، غلبه، چیرگی، تفوق، فرمانروایی، تحکم، سلطنت، استیلاء، فرمانفرمای