105 مدخل
blankness, fairness, whiteness
white
mulishness
intercession
intercede
ایستاده با، حاضر بودن
ایستادن، حاضر بودن
داریوش
آماده باش، جانشین، دم دست بودن اماده خدمت، دم دستی، عوضی
روغن را خاموش کن، روغن بزرک بغلظت 600
عقب بایست
سفیدی
فضای خالی، سفیدی
افسون، سفیدی
سفید، سفیدی، خنگ